لطيف قزوينى
62
فوائد الطفية ( فارسى )
و غذا حمّاض مسلوق « 71 » مطنجن ، با بادام مقشّر كه دو مرتبه با آب جوشيده باشد ؛ پس با سركه و سماق و سفرجل پخته باشد .
--> ( 71 ) . مسلوق اسم مفعول از ريشهء سلق است ( كه نبايد با سلق به معناى چغندر مشتبه شود ) . سلق در بحر الجواهر به دو معنى جوشانيدن اندك غذا و شستن آمده است ( السلق : بالفتح ، ان يغلى الطعام اغلاء خفيفا . . و جاء بمعنى الغسل ايضا . ) هيچيك از اين دو معنا در كتاب الماء ديده نشد . در بحر الجواهر ، تركيب اللحم المسلوق به معناى گوشت يخنى آمده است و اين يخنى ( گذشته از معناى اصطلاحى آن در آشپزى و اقسام گوناگونش ) در لغت به معناى پخته ، و مهرا پخته ( نقل علامه دهخدا از فرهنگ ديوان بسحاق اطعمه ) است . همچنين در بحر الجواهر ذيل واژهء سلق چنين مىخوانيم : و اذا اكل سلق مسلوق مطيّب بخردل هيّج القىء ، كه مراد از آن چغندر آبپز است . علامه دهخدا واژهء مسلوق را به معناى جوشيده ، پخته ، به آب پخته ، برشته و بريان كرده آورده ، و البيض المسلوق را خايهء جوشيده و تخم آبپز معنا كرده است . بارى با اين وصف بايد حمّاض مسلوق مطنجن را بايد برگ ترشه ( ترشك ) دانست كه نخست آبپز و پس از آن بريان شده است .